حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
310
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
غزالى كه ملقب به « حجة الاسلام » است شاهد اشغال اولين قبله مسلمانان و سومين حرم مقدس يعنى « قدس » توسط فرنگيان صليبى بوده است و اين اشغال او را تكانى نداده و توجهش را بر نينگيخته و حتى يك كلمه از زبانش جارى نساخته است ؛ آنگاه دوازده سال پس از اين اشغال زيسته و هرگز آنچه بر سر اسلام ( كه او حجت آن بوده ) و مسلمانان آمده او را به درد نياورده است . البته غزالى كه در مورد كسانى كه آنها را باطنيه ناميده آنچنان گفته است و در مورد اعتقادات حكومت فاطميان چنان تهمتهايى زده است ، سرانجام پناهگاهى نيافته كه به آن پناه برد مگر دامن كسانى كه پنداشته رسوايى آنان را منتشر مىكند . و لذا آنان به او پناه دادند و از او حمايت و مواظبت كردند و گذشته او را مورد بازخواست قرار ندادند . انديشمند مسلمان مصرى ، دكتر محمد كامل حسين در كتابش ، « ادب مصر الفاطمية » مىنويسد : « نزديكترين نمونهاى كه براى اين مطلب مىآوريم ، امام غزالى است . او در « القسطاس » ، « المنقذ من الضلال » ، « المستظهرى » يا « الرد على الباطنيه » و ديگر كتابهايش به فاطميان حمله كرده است . اما در اواخر عمرش وارد مصر مىشود و كتاب « مشكاة الانوار » را كه متأثر از برخى عقايد فاطميه و خصوصا نظريه « ترتيب عقول » آنها است ، تصنيف مىنمايد » . اين همان غزالىاى است كه استاد سماك در موضوع اسماعيليه از او پيروى كرده است ؛ و اى كاش استاد ، مجتهد بود نه مقلد ، زيرا اگرچه باب اجتهاد در فقه مسدود است اما خيال نمىكنم كسى قايل باشد كه اين باب در تاريخ هم سد شده است .